گزارش به نازادگان - سیزده

چرا به ياد نمی‌آورم!؟ من که ديدم آن سوارانِ دقايق تقدير،
چگونه از طاقخواب آسمان بلند عبورم دادند.
من که ديدم آن پرده‌نشينان صبور،
چگونه از دواير دروازه‌ها عبورم دادند،
اما نه دريا و نه طره‌های باد،
هيچ خبر از خوابهای تو نياوردند.

چرا به ياد نمی‌آورم؟
من از رويای آبی آن سالها، چيزی به ياد ندارم.
مرا از به ياد آوردن آسمان و ترانه ترسانده‌اند.

چرا به ياد نمی‌آورم!؟
...