گره در کلاف

گره در کلاف و
دشنه در انحنا،
میان دو ماه و
دو رود و
دو خواب.
تا چشم بر هر چه ببارم
کبوتری بر کمانه و
زوزه ی نیزه های در ظلام.
پس
قدم از قدم بگیرم و
قلاده از غلام.
گره در کلاف و
دشنه در انحنا،
میان دو مار و
دو حرف و
دو راز.
تا چشم بر هر چه ببارم
درفشی به نیزه و
آواز کودکی در کوه.
تنها
دو بوسه ی ابلیس و
جمجمه در خواب ِ انفجار.
گره در کلاف و
دشنه در انحنا،
میان دو گام و
دو گشت و
دو گرگ.