هووَه!!

احتمالا حالم خوب است.
گاهی اوقات از دست من، دلش بوی مثنوی می‌گيرد.
(همسرم را می‌گويم.)
گاه مرزی ميان ما از غم بی‌نانی‌ست،
گاه حرفی ميان ما از شوق شکفتن است.
چه کنم؟
باز هم خوب است کودکم از خواب طليعه و کمان،
معنی آرش و آفتاب را می‌فهمد.

نه، يقينا حالم خوب است، من آسمانی از شعرم،
همين کافی نيست؟