همیشه

همیشه تکلیفی هست
که نوشتنش با ماست،
همیشه ترانه‌ای هست
که خواندنش با ماست،
و همیشه راهی ... که رفتنِ امشبش
همین بُن‌بستِ بی‌بازگشتِ گریه‌های شماست.

حالا می‌گویید چه کنیم!؟
پیش از این نیز باور آورده بودیم
که برادرانِ بینای ما
به خاطرِ‌ آن قرارِ قشنگِ بی‌قید و شرط
روزی چراغی برای شبِ این خانه می‌آورند.

آورده‌اند،‌ اما شکسته‌ی ما را ...!