ممکن است دیر برگردیم

آسه‌آسه حرفی
سایه‌سایه سرودی
راهی، رودی، رویایی ...
تو همراهت کبریت آورده‌ای!؟
ممکن است دیر برگردیم!

خاموشیِ اشیا
سایه‌روشنِ حروف
کوله‌پشتیِ سنگین
صخره‌های بلند و بادِ آن بالا
و شبِ احتمالِ یک اتفاق ...!

بو بکش!
بوی گرگ و رود و گریه می‌آید
باید بارانی پا به زا باشد ...!

آسه‌آسه بیا
سایه به سایه می‌رویم
بعد برمی‌گردیم
پیش از شبِ کاملِ احتمال،
احتمالِ تاریکی هوا
یکی دو درصدِ گمشدن از دریاست.
ممکن است دیر برگردیم
حواسَت باشد!

دیر برگشتیم
تو نبودی
راه دور بود
تو نبودی
رود بی‌قرار بود
تو نبودی،
و رویای ناتمامِ ترانه‌ای که هنوز ...

هنوز در سایه‌سارِ مه‌گرفته‌ی صنوبرانِ تشنه نشسته‌ام
راه را می‌پایم،
رود می‌آید و می‌رود.

دیر برگشتنِ ما،
دور بودنِ راه،
و رویای ناتمام ترانه‌ای که هنوز ...