معمایِ واو

هی واوِ بی‌دلیل!
به من بگو
در این هوای تاریک،
همدستِ کدام جمله‌ی مجبور به سایه خواهی خزید؟
وقتی که پایانِ زیباترین جمله‌ها
همین حضورِ یک نقطه‌ی نارواست،
معلوم است که تاریکی
تنها تاوانِ نوشتنِ ترانه‌های ماست.

اینجا حتی حروفِ ربط
از تجمعِ کلماتِ آسوده می‌ترسند،
حروف
از ربطِ این واژه به آن واژه می‌ترسند.

واو!
هی واوِ بی‌دلیل!
آگاه و برحذر باش،
فردا باز عده‌ی دیگری می‌آیند
و از لعنتِ لغت‌های تازه سخن می‌گویند.
می‌گویند که خداوند
از آفرینشِ غم‌انگیزِ آدمی
پشیمان است.

یک خط فاصله بگذار
ترانه‌ات را شبیه من تمام کن:
حُ‌روف، کَ‌لَ‌مات، و کاف، و لام، و مات!
اما تو ...!
تو ... واوِ بی‌دلیل!
به همسرت بگو فردا با وثیقه بیاید.