معرفی یکی از میهمانانِ ضیافتِ بروتوس

او با ما بود
سایه به سایه با ما بود
هنوز هم همین دور وُ بَرهای بی‌دلیلِ ما
دیده می‌شود.
فربه‌تر از فیل وُ
تکیده‌تر از ترکه‌ی انار.
همه‌جا می‌رود
همه‌جا هست
همه‌جا دیده می‌شود
سر به زیر
معصوم
موذی
مفت‌خور و خواب‌آلود ...
همیشه پرونده‌ی کسی را زیرِ بغل دارد
مژه‌های ماه وُ
دندان‌های دریا را هم شمرده است
بوی دُنبه و دستمالِ دِزدُمونا می‌دهد
به خودش دروغ می‌گوید
به همسرش دروغ می‌گوید
به همه دروغ می‌گوید
به دروغ، دروغ می‌گوید
او
سهمِ قابلِ ملاحظه‌ای از ریاکارانِ روزگارِ ما را
ربوده است.
او مهربان‌تر از مار وُ
ابله‌تر از خوکِ خسته‌ای‌ست
که همواره با گله‌ی گرگ‌ها نسبتی دارد.
نزدیکان او خوب می‌دانند
پشتِ آن همه برفِ به مِه نشسته
چه دوزخی در کمینِ دیگران پنهان است.

خرمگس
هی خرمگسِ خوش‌خیال!
تو هرگز جانشینِ سیمرغ‌های رفته از اینجا
نخواهی شد،
برایت متاسفم
عمیقا متاسفم.