فرود، سه‌گاه، بیدق باد

صادقانه اقرار کنم
وقتی من زاده شدم، اشاره به دور و
اشاره به نزدیک را نامی نبود.
سبز را اگرم آبی آموخته بودند، یا گلگون به نام سبز،
هیچ تفاوتی میان فراقِ فرشته و آدمی نبود
که حالا باز آبی، آبی بود و سبز هم گلگون نبود.

صادقانه اقرار کنم
وقتی که جهان زاده شد،
به حضرت هر معنا
گریستن غَرَض نبود و غریزه بود.
(یادم نرود، یعنی اضافه کنم که تو نیز
هم بی‌حجاب کنار حوصله‌ی من آرمیده بودی، ‌شادمانی بی‌سبب!)

ای کاش کلمه نبود، کلمه آواز انضباط نبود،
کودک بود جهان و
کلمه نزد کسی نبود.