فاصله‌ی نامها

ميان شب و روز، فاصله‌ای‌ست
که گرگ و ميشِ گمان من و پسينِ آسمانش می‌نامند.

ميان سکوت و پچپچه، فاصله‌ای‌ست
که تصميمِ ترنمی در پسِ پنهانِ سينه‌اش می‌نامند.

ميان زادنِ پيله و آسمان پروانه، فاصله‌ای‌ست
که آرامشِ انتظار و ترانه‌ی تکاملش می‌نامند.

ميان گونه‌ی نوزاد و لبانِ نوبالغ من، فاصله‌ای‌ست
که سايه‌روشنِ ميلِ غريبِ ملکوتش می‌نامند.

ميان همين شد آمدِ اندوهِ آدمی، فاصله‌ای‌ست
که بغض بی‌قرار گريستنش می‌نامند.

ميان سرانگشتِ سرودن و اين دفتر سپيد، فاصله‌ای‌ست
که بارانِ بی‌امان تغزل و ترانه‌اش می‌نامند.

ميان ماه و اين کوچه‌ی منتظر، فاصله‌ای‌ست
که پرده‌پوشِ نابهنگامِ سحابی‌اش می‌نامند.

ميان فتيله و کورسوی کبريتِ نمور، فاصله‌ای‌ست
که ترديد تداوم شب بی‌پايانش می‌نامند.

ميان خواب شبانه و بيداری سَبَق، فاصله‌ای‌ست
که رويایِ سبکبالِ نوش‌انديشِ کودکانه‌اش می‌نامند.

ميان چکامه‌ی شبنم و رگبرگِ بابونه، فاصله‌ای‌ست
که خواهشِ خاموشِ تشنگی‌اش می‌نامند.

اما ميان من و تو ... ای تغزلِ مغموم! فاصله‌ای‌ست
که ميان همه‌ی مفاهيم آسيمه‌ام هنوز
ناميش نيست!
ناميش نيست!