علائمی روشن

تحمل دروغی عظيم از دهان دريده‌ی حشرات،
تراشيدن شبی بلند از منشور مورب روز،
و توجيه تسليتی مکرر، که ترانه‌ی تبريکشان مگر!
با اين همه اگر چکامه‌ی شادنوش اختران نباشد
چيدن من و تبسم دريا ميسر نيست.

بايد از درنگ اين باد، بر چين و بستر بوته‌ها
اجاق نابهنگام ديگری بگيرانم،
اجاقی پنهان از پچپچه‌ی خاربن و خاکستر،
و اعتماد علائمی روشن
در شبی از همزاد آينه.

کيست او که صدای آهسته‌ی ترا
هم از پس پنجره‌هايی دور،
به نزديکترين اشتياقی مشتعل نشنود!؟
همگان گفتند ايمن‌تر جای جهان
خانه‌ی خوابِ تخيل خاک است،
و من رفتم تا از پی آن پرنده‌ی آذرباد
تنها آشيانه‌ی کوچکی، در اذهان آسمان بلند برگزينم.