زيارت‌نامه‌ی نبی‌زاده‌ی نی‌زارها

هرگز قضا نخواهد شد،
نه رکعتِ رويا و
نه زمزمه‌های نبی‌زاده‌ی نی‌زارها. هر دو از اَزَل،
وضویِ وزيدن در اورادِ جادو گرفته‌اند.
با اين همه آيا
هر دو روزی آوازِ شبانه‌ی او را به ياد خواهند آورد؟
يوماآنادا می‌گويد حوصله کن.
يوماآنادا می‌گويد اين سرنوشتِ صبوران است.
صبر که می‌آيد،
بايد از بردباریِ روياها به رازِ کامل‌ترين کلمات رسيد.
من کلمات را خودم به جانبِ اورادِ وی آورده‌ام.
تا کی پای اين پرگارِ شکسته پير شوم،
تا کی از دريا به دايره، تا کی؟
من تاوانِ تکلمِ توام،
نه رکعتِ رويا و
نه زمزمه‌های نبی‌زاده‌ی نی‌زارها،
اين قصه هرگز قضا نخواهد شد.