راهی نیست، باید برویم

به چه می‌خندی پسته‌ی پاییزی؟
به زودی آن خبر سهمگین
به باغ بی‌آفتاب این ناحیه خواهد رسید.

خیلی وقت است
که نطفه‌ی نی را
به زهدانِ بیشه کُشته‌اند.

باورت اگر نمی‌شود
نگاه کن
دُرناها دارند بی‌خواب و بی‌درخت
رو به مزارِ ماه می‌گریزند.

اینجا ماندنِ ما بی‌فایده است،
من فانوس را برمی‌دارم
تو هم کبریت را فراموش نکن