دهان به دهان

هی مَدِ ماه! هی جزرِ جنون!
شما دل توفانْ‌تبارِ مرا نديديد؟
اهل جنوبِ گلبرگی از شقايق بود!

- سراغ سبزه‌ی خودرو، يا شفایِ سربريده‌ی دريا؟

هی حبابِ بی‌حوصله! هی نطفه‌ی نيلوفری!
شما دلِ توفانْ‌تبارِ مرا نديديد؟
خراب گريه در موسم بوسه و باران بود،
و يک جوری عجيب
ميل عجيبی به همين نمی‌دانم‌ها داشت.

هی بگومگویِ ستاره در انعکاس آب!
هی طعم ترانه‌ی دريا در دهان ماهی آبنوس!
شما دلِ توفانْ‌تبار مرا نديديد؟
نه باور کن!
اصلا به فکر سرودنِ اين مرثيه در خوابِ اقاقيا نبود!
فقط اندکی از شيونِ اسپند
در گردونه‌ی آتش هراسان بود، ورنه!
ورنه همه می‌دانند
که تعبير هر ترانه، ترانه‌ای ديگر است.