دلداری‌های پیشِ پا افتاده‌ ی مخاطبی که دوستش می‌دارم

نه آمدن، دلبخواهِ ماست
نه رفتن، آوازی که به اختیار.

دنبال دردسر نگرد
همه چیز درست خواهد شد،
بالاخره انعکاسِ چاقو را فراموش خواهیم کرد
بالاخره مرغِ سَحَر نیز با ما به میکده خواهد خواند
بالاخره ما هم روزی
به دلخواهِ خود زندگی خواهیم کرد.

حالا بیا برویم تجریش،
هوا محشر است،
یک حرفی با تو دارم،
قدم می‌زنیم ...!