دلاشوبه‌ی انعکاس

فرود فانوس و فواره‌ی وَريدِ ستاره.

آه شبِ شولادريده‌ی بی‌دهان!
شد آمد مرگ!

فرود تب و فواره‌ی مدفون تيرگی.

آه پروانک پريزاده در کف ديو!
دلاشوبه‌ی بی‌سوال جهان!

اينجا سنگپاره‌ی پرانی از اضطراب آينه می‌گذرد.
پس کجا؟
کجا بجويمت ای آمرزش قليل؟