در کتابِ مَزمورات آمده است

صبوری کن سایه‌ی پا در گریزِ پسین،
خورشید
برای بازآمدن است که می‌رود.
نگران نباش
به زودی باردارترین ابرهای شمالی
شامگاهِ گندم و آهو را
سیراب خواهند کرد،
و ما به راهِ روشنِ آرامش خواهیم رسید.
فقط کافی‌ست به قدرِ سوختنِ کبریتی
تاریکی بی‌پایانِ پیش رو را تحمل کنیم،
حتما سپیده‌دم سرخواهد زد
خورشید باز خواهد گشت
و واژه‌های ممنوع نیز وزیدن خواهند گرفت.