در بارشِ اورادِ جِن

لَیا به لیلِ لا، به لَنا،
دیگر چه دارد این جهانِ بی من، مَنا،
که مَن‌ات
می‌بیاورم از میلِ نابه‌نا.

به رفت می‌رود از آیِ آمدن
که تمام،
من
واژه می‌زنم از کج
به خشتِ خام.

یعنی
یکی به دو
از دوزخِ بهشت،
ببین!
که خط چه گرفت و گریه که نوشت!