حوصله کُن!

حدس می‌زنم که هوا روشن‌تر خواهد شد
مردم، آسوده
آسمان، آبی
ماه ... بی‌خیال و
ستاره به خواب،
و من که باز با همین سیگارِ لعنتی
راهِ خود را خواهم رفت!

بعدها می‌فهمید!
یعنی یکی‌یکی می‌آیید
بالای مزارِ ماه می‌نشینید
و آهسته می‌گویید
این شعرِ ساده از تو نبود
آسمان یادت داد.

گاه باید از شدت سادگی
به ستاره رسید.

دیدی هوا روشن شد
مردم،‌ آسوده
آسمان،‌ آبی ...!

حالا فقط یکی دو صبحِ دیگر تحملم کنید،
پشتِ سرم، صدای پَرپَرِ پروانه می‌آید
ماه می‌آید، یک سلسله ستاره ...، ستاره‌ی روشن،
حتی یک عده هنوز ...!

دیدی هوا روشن شد!