تعويذ

چوپانزاده! چوپانزاده‌ی چکامه‌نشين!
در اين تردد تاريک، از پی کدام چراغ گمشده، شاعر شدی؟
- چنين که خميده بر گهواره‌ی گل سرخ،
به جانب دره‌ی جن می‌نگری!

چوپانزاده! چوپانزاده‌ی چکامه‌نشين!
خواهرانت، خستگانِ چشمه‌ی پروانه و پری،
و قبيله‌ی بی‌نامت، هزاره‌ی مفقود ترانه و کرنا ...

- آيا حوالیِ آن شب محسوس،
کسی از بوی کبودِ آل، تعويذ از کفِ من ربوده بود؟