ترانه ی ششم - هـ

تنها ستارگانِ هزار دورِ این همه ساکت
نشانه‌های بی‌اشتباهِ ما وُ
راه‌بَلَدانِ هجرت‌اند.

میان‌بُرِ دیگری نیست!

به کسی چه مربوط
که ما با خود چه کرده‌ایم
گاه می‌شود به یکی خیزابِ نارسا
از رسمِ تمامِ تشنگی‌ها گذشت.

حالا صبوری کنید
سادگانِ هزار دورِ این همه خاموش!
رنگین‌ترین رویاها
چشم به راهِ دو دیده‌ی بی‌خوابِ آسمانِ شماست.

و سرانجام شبی
مُردگانِ از هر چه فراموشِ آن سال‌ها
با شمع‌های روشنشان در دست
به خانه باز خواهند گشت.