ترانه ی سیزدهم - الف

این که گُمان می‌کنی هنوز
سایه‌ساری از لرزشِ دلهره درپی است،
تازه تو با من
به وَهمِ یک اشتباهِ مشترک رسیده‌ای!

نترس!
گاه سایه‌سارِ خودمان است
که سایه‌به‌سایه از پیِ ما می‌آید.

یک پرده که پیش از تولدِ تو
آوازِ آفرینش بود،
یک پرده که عیشِ آب وُ
نطفه‌ی ماخَلَق ...
یک پرده که بی‌پرده از پرده به در خواهد شد!

به در خواهد شد
تا حروفِ خلوتِ من از هرچه ماسواست
با لهجه‌ی زنانه‌ی ری‌را همبستری کند،
تا من به روحِ اشاره
از آوازِ جبرئیل بگذرم.

پس تو ... تنفسِ ناتمامِ من
کی، کی پروانه خواهی شد؟