ترانه ی سوم - ز

خیلی‌ها نمی‌دانند
اگر تکرارِ ناگهانیِ بعضی کلمات نبود:
قحطی، گرسنگی، تنهایی، بی‌ترانگی!

دارم چه می‌گویم؟
ربطی ندارد که سکوت چقدر سنگین است
یا بنفشه‌های آن بالا را
چه کسی آب خواهد داد!

از پَرا، پَرا ...!
نمی‌دانم دارم چه می‌گویم
حالم خوب نیست
برو ... بعدا بیا!