ترانه ی دوم - هـ

تا ماه
این ماهِ ولرم دوگانه
دیوانه‌ی من است
ترسی ندارم
که رخساره در لمس قرینه‌ی لغزانش نهان کنم
اما وای که اگر باد
از این رازِ سربسته
بویی بُرده باشد
پرندگانِ حکایتِ عام‌الفیل
سنگسارمان خواهند کرد.

هی تراشیده‌ی باد و بلور، لیموی گَس
مگر مَنَت به ترانه تمام کنم
ورنه کو برگزیده‌ای
که شاعرتر از این تشنه‌ی خلاص
از قاف و غینِ این همه قَدِغَن بگذرد.

خودت بگو:
زنجیر اگر برای گسستن نبود
پس این دست‌های بسته را
برای کدام روزِ خسته آفریده‌اند.