ترانه ی دوم - شین

من دردها کشیده‌ام از درازنایِ این شبِ بلند
با این همه
جهان و هرچه در اوست
به کامِ کلمه‌ْبازِ بی‌چراغی چون من است.

من چکیده‌ی نور و
عطرِ عیش و
آوازِ ملایکم
وطنم همین هوایِ نوشتن از شرحه‌ی نی است.

همین است که این سکوتِ بی‌باده
بر بادم داده است،
ورنه علفزارِ اردی‌بهشت را
کی بی‌وزیدن از سرمستِ بابونه دیده‌اید.