ترانه ی دوازدهم - ز

اصلا به عمد این طوری می‌نویسم
که آن رازِ هَمْ‌گورِ گریه را به کسی نگویم.

نمی‌دانم آدمی اول عاشق می‌شود
بعد شاعر،
یا همین‌طوری از خانه می‌زند بیرون
می‌رود یک طرفی، بعد هم ...

بقیه‌اش را خودت بنویس!
شاعری هم مثل تماشای دیوار
پنجره می‌خواهد
ورنه کلمات به کوچه خواهند ریخت
پُرگویانِ محله را به ماه خواهند بُرد!

و ماه
چقدر ساکت است!