ترانه ی اول - ر

برنمی‌گردد این رود
به مخفیِ خوابِ خویش،
برنمی‌گردد این قافله، این بدقول، این دقیقه‌ها،
برنمی‌گردد این
از هرچه رفته که رفته است:
کبوتر، کلمه، سکوت، ثانیه‌ها.

دختر، هی دختر!
تا مرگ سرگرمِ سراغِ تو از گرفتنِ پروانه و گندم است،
همین سطرِ مانده به لااقل را لااقل ...