به نشانیِ شيراز

هميشه همين طور بوده است،
کلماتِ ساده ... می‌آيند،
زندگی می‌کنند و می‌ميرند،
تا ترانه‌ی تازه‌ای زاده شود.
هميشه همين‌طور بوده است،
قطراتِ تشنه ... می‌آيند.
زندگی می‌کنند و می‌ميرند،
تا اَبرَکِ بنفشه‌پوشِ اُردی‌بهشتی شايد.
هميشه همين‌طور بوده است،
شاعرانِ بزرگ ... می‌آيند
زندگی می‌کنند و می‌ميرند،
تا رَدِپای گرمِ ديگری ... بر برف!
و ما همه می‌آييم، زندگی می‌کنيم،
و گاهی از دور، دستی برای هم تکان می‌دهيم و می‌ميريم.
تمامِ زندگی همين است!
حالا به نشانیِ شيراز برو ببين از غيبِ اين لِسانِ ساده
چه می‌وَزَد از واژه‌هایِ اين وَرا ...!