باورهای هزاره ی لبنان

حالا هزاره‌هاست که هنوز
کبوترِ نومیدِ نوحِ نبی
از کشفِ کرانه‌ی زیتون بازنیامده.

نه ظلمتِ اورشلیم را
خورشیدی به خواب وُ
نه بیروتِ بی‌گذرگاه را
گهواره‌بانی به راه.

و شما پسرانِ قلعه‌ی بیت‌الئیل!
اگرچه دیری‌ست
که از نماز شکسته‌ی نیل برگذشته‌اید،
اما
با به چاه کُشتنِ یوسف
هرگز به خوابِ گندم وُ
ترانه‌ی زیتون نخواهید رسید.
اینجا گرگ هم می‌داند
که این پیراهنِ به دندان‌دریده
رازِ کدام ناروایِ روزگارِ ماست.
پس دروغ نگویید!
یعقوبِ خسته خواب دیده است:
باروهای فروریخته‌ی لبنان
دوباره
در اندوهِ انار وُ
جراحتِ انجیر خواهند رویید.

شما
شما پسرانِ قلعه‌ی بیت‌الئیل!
به خانه‌ی خود برگردید.
ما هرگز نخواسته، نمی‌خواهیم،
نه کودکانِ کنعان کُشته شوند،
نه یاسر، نه خلیل، نه فاطمه ...!