با قله ها

با قله‌ها
خاموش در تکلم توس،
شاهنامه در غبار
و مرثیه‌خوانی کور
که در اندوه اسفندیار،
باژگونه بچرخ ای طارم کبود!
این منم
چوپان رمه‌ی کلماتی شگفت،
که پریشانتر از پلنگی بی‌جفت
در کوچ ماه
بر ستیغ صخره می‌میرد.

دریغا یگانه‌ی پارسی!
دشمن‌تر از هلاهل هفت‌سر،
رکاب رگبریده‌ی رخش است
در چاه بی‌کلید شغاد.