ب، ر، الف، و چند حرفِ در به در

اين که اين لهجه ... کج وُ
آن کنايه
به قيچی‌بُرانِ باد رفته است،
کسی کنار کلماتِ من مقصر نيست،
نه من
که سنگ‌ها به سر منزلِ اين شانه کشيده‌ام
نه تو
که بازی‌خورده‌ی تَردَستانِ هوچی‌نويس!
پس تو
تَسمه‌کشِ تعزيرِ لاخطا!
آرام‌تر بزن
همه‌ی ما سرخورده‌ی يک زمستانيم.