اقرار در کُنیه‌ی کلمات

گواهی می‌دهم بر اقرارِ آب در شیبِ تشنگی
گواهی می‌دهم بر سکوت آدمی، بر آواز سنگ، بر مرگ و بر درنگ
گواهی می‌دهم بر اعتراف آینه در خواب خشت
گواهی می‌دهم بر خویش که رازدارِ حروفی از آسمانِ فردایم ...
گواهی می‌دهم که جهان را نامی نیست
آدمی و پرنده را، سکوت را و سایه را نامی نیست.

گواهی می‌دهم که اول کلمه بود و کلمه در بند نبود و
کلمه بر کلمه گواهی می‌داد.

گواهی می‌دهم که خوابم نمی‌آید،‌ اما می‌ترسم.
می‌ترسم دختری از آن روزهای دور
به دق‌الباب یادها بیاید و افسرده بگذرد،
اگر او یک ترانه‌ی کوچکِ ساده باشد
تکلیفِ بیداری من چه خواهد بود!؟

گواهی می‌دهم که حرفی نخواهم زد،
گواهی می‌دهم که بخاطر شعر بیدار می‌مانم و
بخاطر زندگی می‌خوابم،‌ اما خوابم نمی‌آید.