اتفاق

محل نگذار،
اعتنا مکن!
همه‌ی ما
ارغوان‌های محجوبِ عجیبی بوده‌ایم
که روزی دور
از حیرتِ آسمان به خوابِ خاک آمده‌ایم.
آمدیم
شب را پیشِ ستاره شفاعت کردیم،
و از معنیِ ...

(کاش صدایم نمی‌کردی،
داشتم تازه به یک شعرِ دُرُست می‌رسیدم،
این روز عزا
همه‌ی نانوایی‌های شهر تعطیل است!)

پشت میزم برمی‌گردم
کلماتِ ماهِ من پَر زده رفته‌اند،
دنیا را پروانه گرفته است،
نسیما پنجره را باز گذاشته بود.