آوازهایی در راه

کلمات تارند
معانی تاتار،
اما من از پی پودِ بودن یا نبودن نبوده‌ام
هر چه به ذهن تو آمد شعر است
هر چه به زبان من اما ... وحی غریب!

هی می‌روم،
تارا در غبار و، ماه در پیاله‌ی آب،
شاید اشاره‌ئی، آوازی، حرفی ساده یا سکوتی سرشار،
چه می‌دانم،
میان یافتن و دریافتن فاصله‌ئی‌ست ...