چند رویا مانده تا طلوع رنگین کمان
چند رویا مانده تا طلوع رنگین کمان
عاشقانه های بعد از گرگ
عاشقانه های بعد از گرگ
پنهانی چند شعر عاشقانه برای دو سه نفر
پنهانی چند شعر عاشقانه برای دو سه نفر
زندگی کن بگذار دیگران هم زندگی کنند
زندگی کن بگذار دیگران هم زندگی کنند
اشاره به دریا پیش از زوال بزرگ
اشاره به دریا پیش از زوال بزرگ
رد پای برف تا بلوغ کامل گل سرخ
رد پای برف تا بلوغ کامل گل سرخ
ما نباید بمیریم رویاها بی مادر می شوند
ما نباید بمیریم رویاها بی مادر می شوند
انیس آخر همین هفته می آید
انیس آخر همین هفته می آید
زیارت نامه ی مرغ سحر و همخوانی دختران خرداد ماه
زیارت نامه ی مرغ سحر و همخوانی دختران خرداد ماه
قمری غمخوار در شامگاه خزانی
قمری غمخوار در شامگاه خزانی
سمفونی سپیده دم
سمفونی سپیده دم
یوما آنادا
یوما آنادا
عاشقانه های ابونواس
عاشقانه های ابونواس
از آوازهای کولیان اهوازی
از آوازهای کولیان اهوازی
دریغا ملا عمر...
دریغا ملا عمر...
چیدن محبوبه‌های شب را تنها به باد یاد خواهد داد
چیدن محبوبه‌های شب را تنها به باد یاد خواهد داد
دعای زنی در راه که تنها می‌رفت
دعای زنی در راه که تنها می‌رفت
آخرین عاشقانه‌های ری‌را
آخرین عاشقانه‌های ری‌را
ساده بودم، تو نبودی، باران بود
ساده بودم، تو نبودی، باران بود
عاشق شدن در دی‌ماه، مردن به وقت شهریور
عاشق شدن در دی‌ماه، مردن به وقت شهریور
رویاهای قاصدک غمگینی که از جنوب آمده بود
رویاهای قاصدک غمگینی که از جنوب آمده بود
آسمانی‌ها
آسمانی‌ها
سفر بخیر مسافر غمگین پاییز پنجاه و هشت
سفر بخیر مسافر غمگین پاییز پنجاه و هشت
نامه ها
نامه ها
نشانی‌ها
نشانی‌ها
دیرآمدی ری‌را
دیرآمدی ری‌را
پیشگو و پیاده شطرنج
پیشگو و پیاده شطرنج
بازگشت به کتاب ها/اشعار

ترانه ی هجدهم - ز

هم از این راه بود که گولم زدند
پَریانِ دره‌ی انار را می‌گویم.

گولم زدند وُ
چراغم را در آستانه‌ی آسمان افروختند
تا بی‌هیچ گفت و گویی
شکستن خویش را
به رویای شاعران و فرشتگانِ خسته بفروشم.

صد البته از اول
قرار نبود نزدیک به این همه دور
با دستِ بسته و دلِ شکسته به دریا برگردم
برگشتم
در خوابِ بازیْ‌خوردگانِ بی‌دریا دیدم
هیچ شبی
این همه با پُل‌های شکسته
شریک نبوده است!

حقیقتا
از همان اولین سطرهای سوخته‌ی من
پیدا بود
که این کتابِ ممنوعه
از آوازِ آتش و بی‌گناهیِ سیاوش نخواهد گذشت.

دریغا
من پیاله‌ها گریستم از این شوکرانِ شگفت،
که هیچ نانوشته‌ی یکی حکیمِ بی‌رویا را رقم نزد!

حاشا نکنید
شما نیز با من بودید
دیدید
هم از این راه هیچ صحبتی از سکوتِ سنگ وُ
سازشِ ستاره نبود.
اصلا قرار نبود
من شاعرِ در خودْشکستگانِ سرزمینِ شما باشم!
تنها شبی شنیدم
ملایکی از نی‌نوایِ گریه آمدند
گفتند: قولِ علاقه همان و
کیفر کلمات ... همان،
که باز غمگین‌ترین ترانه‌ها را پایِ تو خواهند نوشت!

هی هشیاری‌ات بشکند ای عشق
که این همه مرا
الفبایِ نخورده‌مستانِ خسته آموخته‌ای!

سید علی صالحی